
رابطه دقیق DPI و LPI در چاپ افست چیست و چرا این دو عدد با هم اشتباه گرفته میشوند؟ در این مقاله میبینیم Halftone Cell چگونه از ترکیب DPI دستگاه CTP و LPI ترام ساخته میشود، چرا افزایش DPI یا LPI همیشه به معنی کیفیت بهتر نیست، و چه رابطهای بین 300 PPI تصویر، LPI ترام و DPI خروجی CTP وجود دارد.
در بخش اول مقاله «تفاوت DPI و LPI در چاپ افست چیست؟ راهنمای کامل Halftone، ترامگذاری و کیفیت چاپ» با مفاهیم پایهای مانند Pixel، PPI، Halftone Dot و Halftone Cell آشنا شدیم.
حالا میخواهیم یک قدم جلوتر برویم و به یکی از مهمترین سؤالات در چاپ افست پاسخ دهیم:
DPI و LPI دقیقاً چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟
وقتی روی مشخصات یک دستگاه CTP عددهایی مانند 2400 DPI یا 2540 DPI میبینیم، این اعداد چه ارتباطی با ترامهایی مانند 150 LPI یا 175 LPI دارند؟ چرا دستگاهی که رزولوشن آن 2400 DPI است، الزاماً نمیتواند با 2400 LPI ترامگذاری کند؟
در این قسمت، رابطه DPI و LPI را با مثالهای عددی بررسی میکنیم و توضیح میدهیم که چگونه رزولوشن CTP، فرکانس ترام و ساختار Halftone Cell به یکدیگر مرتبط میشوند. همچنین تفاوت PPI با DPI و LPI و دلیل رایج بودن رزولوشن 300 PPI برای بسیاری از تصاویر چاپ افست را بررسی خواهیم کرد.
DPI مخفف Dots Per Inch به معنی «نقطه در هر اینچ» است.
وقتی درباره رزولوشن یک دستگاه خروجی مانند CTP صحبت میکنیم، DPI به تعداد موقعیتهای قابل آدرسدهی دستگاه در هر اینچ اشاره دارد.
برای مثال، اگر یک دستگاه CTP با رزولوشن:
2400 × 2400 DPI
کار کند، دستگاه میتواند در هر اینچ از طول و عرض، تعداد بسیار زیادی موقعیت را برای ایجاد تصویر روی پلیت کنترل کند.
اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
DPI و LPI یک مفهوم نیستند.
DPI به رزولوشن دستگاه خروجی مربوط است، در حالی که LPI فرکانس شبکه ترام را مشخص میکند.
به همین دلیل ممکن است یک CTP با رزولوشن 2400 DPI، برای چاپ افست با ترام 150 LPI یا 175 LPI استفاده شود.
LPI مخفف Lines Per Inch به معنی «خطوط در هر اینچ» است.
در چاپ افست، LPI برای بیان فرکانس یا تراکم شبکه ترام استفاده میشود.
برای مثال، وقتی میگوییم:
150 LPI
یعنی شبکه ترام دارای فرکانس 150 خط در هر اینچ است.
اگر مقدار LPI افزایش پیدا کند، سلولهای ترام کوچکتر و متراکمتر میشوند.
برای مثال، 175 LPI نسبت به 150 LPI شبکه متراکمتری دارد.
اما افزایش LPI همیشه به معنی افزایش کیفیت چاپ نیست؛ زیرا با افزایش LPI، تعداد آدرسهای در دسترس برای تشکیل هر سلول ترام نیز کاهش پیدا میکند.
اینجا به یکی از مهمترین قسمتهای بحث میرسیم.
برای درک ساده رابطه DPI و LPI، میتوانیم نسبت این دو عدد را محاسبه کنیم:
DPI ÷ LPI = تعداد تقریبی آدرسها در هر جهت
فرض کنیم CTP با رزولوشن 2400 DPI کار میکند و ترام انتخابشده 150 LPI است.
محاسبه به این شکل خواهد بود:
2400 ÷ 150 = 16
یعنی در یک مدل ساده، تقریباً 16 آدرس در هر جهت برای تشکیل یک سلول ترام در اختیار داریم.
بنابراین میتوانیم آن را به شکل زیر تصور کنیم:
16 × 16 = 256 آدرس
این همان ارتباطی است که در قسمت اول مقاله درباره Halftone Cell به آن نزدیک شدیم.
البته باید توجه داشت که این 256، به معنی 256 مربع قابل مشاهده روی پلیت یا 256 نقطه چاپی نیست؛ بلکه یک مدل ساده برای تصور تعداد موقعیتهای آدرسدهی موجود در شبکه خروجی است.
حالا همان CTP با رزولوشن 2400 DPI را در نظر بگیریم.
اگر LPI را افزایش دهیم، تعداد آدرسهایی که در هر سلول ترام قرار میگیرند کاهش پیدا میکند.
2400 ÷ 150 = 16
بنابراین:
16 × 16 = 256 آدرس تقریبی
2400 ÷ 175 = 13.7
بنابراین:
13.7 × 13.7 = 188 آدرس تقریبی
2400 ÷ 200 = 12
بنابراین:
12 × 12 = 144 آدرس تقریبی
2400 DPI / 150 LPI
→ حدود 16 × 16 آدرس
→ حدود 256 آدرس
2400 DPI / 175 LPI
→ حدود 13.7 × 13.7 آدرس
→ حدود 188 آدرس
2400 DPI / 200 LPI
→ حدود 12 × 12 آدرس
→ حدود 144 آدرس
این مثال بهخوبی نشان میدهد که چرا افزایش LPI، سلول ترام را کوچکتر میکند و تعداد موقعیتهای آدرسدهی موجود در هر سلول را کاهش میدهد.
خیر؛ این دو مفهوم را نباید با یکدیگر یکی دانست.
در مثال 2400 DPI / 150 LPI، وقتی به عدد:
16 × 16 = 256
میرسیم، منظور ما تعداد تقریبی موقعیتهای آدرسدهی در یک مدل ساده از سلول ترام است.این موضوع با تعداد سطوح خاکستری قابل مشاهده در تصویر یا چاپ نهایی دقیقاً یکسان نیست. در یک سیستم واقعی، نحوه تبدیل اطلاعات تونال به نقاط ترام به عوامل مختلفی وابسته است؛ از جمله:
بنابراین بهتر است نگوییم:
«2400 DPI و 150 LPI دقیقاً 256 سطح خاکستری تولید میکند.»
بیان دقیقتر این است که در یک مدل ساده، نسبت 2400 DPI به 150 LPI تقریباً 16 آدرس در هر جهت ایجاد میکند که معادل حدود 256 موقعیت آدرسدهی در یک شبکه 16×16 است.
ممکن است این سؤال ایجاد شود:
اگر ترام چاپ افست مثلاً 150 یا 175 LPI است، چرا رزولوشن CTP باید بسیار بالاتر باشد؟
پاسخ این است که CTP به رزولوشن بالا نیاز دارد تا بتواند شکل و اندازه نقاط ترام را با دقت مناسبی روی پلیت ایجاد کند.
برای درک موضوع، دو حالت را مقایسه کنیم.
اگر دستگاه:
1200 DPI
و ترام:
150 LPI
باشد:
1200 ÷ 150 = 8
یعنی تقریباً:
8 × 8 = 64 آدرس
در هر سلول خواهیم داشت.
اما در:
2400 DPI / 150 LPI
داریم:
16 × 16 = 256 آدرس
بنابراین رزولوشن بالاتر، امکان کنترل دقیقتر ساختار ترام را فراهم میکند. البته این به معنی آن نیست که هرچه DPI را بیشتر کنیم، چاپ نهایی نیز به همان نسبت بهتر خواهد شد.
این یکی از اشتباهات رایج هنگام مقایسه مشخصات دستگاههای چاپ است. DPI و LPI دو مفهوم متفاوت هستند.
DPI رزولوشن دستگاه خروجی را بیان میکند.
LPI فرکانس شبکه ترام را بیان میکند.
اگر یک CTP با رزولوشن 2400 DPI داشته باشیم، نمیتوانیم صرفاً به دلیل وجود عدد 2400 نتیجه بگیریم که باید از 2400 LPI استفاده کنیم.
برای مثال:
2400 DPI ÷ 2400 LPI = 1
یعنی در یک مدل ساده فقط یک موقعیت در هر جهت برای هر سلول خواهیم داشت. چنین وضعیتی دیگر فضای کافی برای ساخت یک ترام AM با تغییر تدریجی اندازه نقطه فراهم نمیکند. بنابراین برای ایجاد ترام مناسب، LPI باید نسبت مناسبی با DPI داشته باشد.

حالا باید مفهوم دیگری را نیز وارد بحث کنیم:
PPI
PPI مخفف Pixels Per Inch است و بیشتر برای بیان رزولوشن تصاویر دیجیتال استفاده میشود.
بنابراین سه اصطلاح متفاوت داریم:
PPI
→ رزولوشن تصویر دیجیتال
LPI
→ فرکانس شبکه ترام
DPI
→ رزولوشن یا تعداد موقعیتهای آدرسدهی دستگاه خروجی
این سه عدد ممکن است در یک پروژه چاپ افست همزمان وجود داشته باشند. برای مثال، ممکن است یک پروژه دارای این مشخصات باشد:
تصویر: 300 PPI
ترام: 175 LPI
CTP: 2400 DPI
هیچ تناقضی میان این سه عدد وجود ندارد؛ زیرا هرکدام به بخش متفاوتی از فرآیند تولید تصویر مربوط هستند.
عدد 300 PPI را احتمالاً بارها در آمادهسازی فایلهای چاپی دیدهاید. برای بسیاری از تصاویر چاپ افست، رزولوشن حدود 300 PPI در اندازه نهایی تصویر یک مقدار رایج و کاربردی است. اما 300 PPI یک قانون مطلق نیست. رزولوشن مناسب تصویر به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله:
برای مثال، تصویری که روی یک کارت ویزیت کوچک چاپ میشود و از فاصله نزدیک دیده میشود، شرایط متفاوتی با یک پوستر بزرگ دارد که مخاطب آن را از فاصله چند متری مشاهده میکند.
بنابراین بهتر است 300 PPI را یک مقدار رایج و استاندارد عملی برای بسیاری از پروژهها بدانیم، نه یک قانون فیزیکی که تمام فایلهای چاپی الزاماً باید دقیقاً 300 PPI باشند.
خیر. این دو عدد مربوط به دو مرحله کاملاً متفاوت هستند. فرض کنید یک عکس در فایل طراحی دارای:
300 PPI
باشد. وقتی فایل وارد RIP میشود، اطلاعات تصویر دیجیتال برای فرآیند چاپ به ساختار ترام تبدیل میشود. سپس CTP با رزولوشن مثلاً:
2400 DPI
این اطلاعات را روی پلیت خروجی میدهد. بهصورت ساده میتوان مسیر را اینگونه تصور کرد:
تصویر دیجیتال
↓
300 PPI
↓
RIP و Screening
↓
LPI و ساخت Halftone
↓
CTP
↓
2400 DPI
↓
پلیت چاپ
بنابراین PPI و DPI جایگزین یکدیگر نیستند.
خیر. این تصور که:
2400 DPI → کیفیت خوب
پس:
4800 DPI → حتماً کیفیت دو برابر بهتر
صحیح نیست. کیفیت چاپ نهایی به مجموعهای از عوامل وابسته است، از جمله:
بنابراین افزایش DPI فقط زمانی میتواند مزیت عملی ایجاد کند که کل فرآیند بتواند از این افزایش دقت استفاده کند.
در نتیجه، بیشتر بودن یک عدد بهتنهایی به معنی بهتر بودن چاپ نیست.
فرض کنیم یک CTP با رزولوشن:
2400 DPI
داریم و میخواهیم با:
175 LPI
ترامگذاری کنیم. نسبت این دو عدد:
2400 ÷ 175 ≈ 13.7
است. یعنی در یک مدل ساده، حدود 13.7 آدرس در هر جهت برای تشکیل سلول ترام داریم. این عدد در عمل یک شبکه کاملاً 13.7×13.7 فیزیکی نیست؛ زیرا نسبت DPI به LPI لزوماً عدد صحیح نیست و RIP از الگوریتمهای Screening برای مدیریت این رابطه استفاده میکند.
بنابراین عبارت «13.7×13.7» یک مدل محاسباتی برای درک رابطه است، نه اینکه روی پلیت واقعاً بتوانیم 13.7 مربع در یک جهت بشماریم.
این نکته خصوصاً در LPIهایی مانند 175 اهمیت دارد.
اکنون میتوانیم کل بحث قسمت اول و دوم را کنار هم قرار دهیم. در قسمت اول دیدیم که تصویر دیجیتال باید به ساختاری تبدیل شود که ماشین چاپ بتواند آن را روی کاغذ ایجاد کند. در این فرآیند:
Pixel
اطلاعات تصویر دیجیتال را تشکیل میدهد.
PPI
تراکم Pixelهای تصویر را مشخص میکند.
LPI
تراکم شبکه Halftone را مشخص میکند.
Halftone Cell
ناحیهای است که در آن نقطه ترام شکل میگیرد.
DPI
رزولوشن دستگاه خروجی مانند CTP را مشخص میکند. پس میتوان مسیر را به شکل زیر خلاصه کرد:
Pixel → PPI → RIP / Screening → Halftone Cell → LPI → CTP → DPI → Plate → چاپ
این زنجیره نشان میدهد که چرا نمیتوان کیفیت چاپ را فقط با یک عدد مانند DPI یا PPI قضاوت کرد.
در این قسمت دیدیم که DPI و LPI دو مفهوم متفاوت اما مرتبط با یکدیگر هستند.
DPI به رزولوشن دستگاه خروجی و موقعیتهای قابل آدرسدهی آن مربوط میشود، در حالی که LPI فرکانس شبکه ترام را مشخص میکند.
برای مثال، در یک سیستم ساده با 2400 DPI و 150 LPI، نسبت این دو عدد برابر 16 است و میتوان سلول ترام را تقریباً به شکل یک شبکه 16×16 تصور کرد.
با افزایش LPI، سلول ترام کوچکتر میشود و تعداد آدرسهای در دسترس برای تشکیل آن کاهش پیدا میکند.
همچنین دیدیم که PPI، DPI و LPI سه مفهوم متفاوت هستند و عدد 300 PPI که برای بسیاری از تصاویر چاپ افست رایج است، ارتباط مستقیمی با 2400 DPI دستگاه CTP ندارد.
اما هنوز یک سؤال بسیار مهم باقی مانده است:
وقتی RIP اطلاعات تونال تصویر را دریافت میکند، دقیقاً چگونه این اطلاعات را به نقاط ترام تبدیل میکند؟
چرا در یک روش، نقاط روی شبکهای منظم قرار میگیرند و اندازه آنها تغییر میکند؟
چرا در روش دیگری از نقاط بسیار ریز با توزیع متفاوت استفاده میشود؟
و مهمتر از همه، AM، FM و Hybrid Screening دقیقاً چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
در قسمت سوم به سراغ همین موضوع خواهیم رفت و ترامگذاری AM، FM و Hybrid را با مثالهای تصویری و فنی بررسی خواهیم کرد.